زهرا زهرا ، تا این لحظه: 19 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره

فرشته آسموني

من و باباجونم(1)

1390/9/28 17:49
331 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

دیشب یه شب به یاد موندنی برای من بود بابام به قولش عمل کرد و ما رو برد رستوران (بزن اون کف قشنگه رو به افتخار بابا جونم)Smilehaa

اونم چه رستورانی منو اپن و من و داداشم که خجالتی

هر کدوم پیتزا مخلوط جدا و پیش غذا هم سیب زمینی سرخ کرده و سالاد ماکارونی  شکلکهای جالب آرویــــــــن و دوغ و نوشابه و ..  شکلکهای جالب آرویــــــــن.. جدا از جریان خوراکی منو مامانم کلی رو اعصاب داداشم ناخن کشیدیم و خندیدیم در فاصله ای هم که داداشم رفت سفارش غذا بده من سرم رو با آکواریوم بزرگ و قشنگی که اونجا بود گرم کردم جاتون خالی چنان با حوصله شام خوردم همه غذاشون تموم شده بود ولی من همچنان ...آخر هم مامان اجازه داد آخرین تکه پیتزا رو بیارم تو ماشین بخورم بابایی دوستت دارم یه عالمه   هر چی بگم بازم کمه www.smilehaa.org

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

طفیلی
30 آذر 90 0:56
درود به بابا ماشاءلله به عسل بارک الله به همه...
مامان ملینا
6 دی 90 12:56
سلام زهرا جون ،آفرین به بابای مهربون . ان شالله که همیشه با هم خوش و خرم باشید در کنار هم.می بوسمت خاله
زهرا
8 دی 90 17:09
سلام طفيلي عزيز از مهربونيتون ممنونم باز هم به ما سر بزنيد
زهرا
8 دی 90 17:12
سلام به مامان مليناي عزيزم ممنون خاله جون من هم هر وقت به حرم امام رضا(ع)ميروم براي شاد بودن و سلامتي همه دعا ميكنم همينطور براي شما و مليناي شيرين زبون
ژاله
8 دی 90 23:45
سلام مرسی از لطفتون دختر شما هم خیلی نازه مثل یه فرشته آسمونی. حتما خوشحال می شم لینک کنید
زهرا
11 دی 90 10:06
سلام ژاله جون ممنون از حضور پر مهرت منتظرت هستم