زهرا زهرا ، تا این لحظه: 19 سال و 9 ماه و 10 روز سن داره

فرشته آسموني

تولد خانوم کوچولو . اردوی داداشی و ....(قسمت دوم)

سلام سلام ما اومدیم یادتون قول داده بودم تو قسمت دوم براتون ادامه ماجرا رو بگم ولی باور کنید این تاخیر این دفعه تقصیر جناب نی نی وبلاگه که تمام نوشته هامو پروند منم با خیال راحت که تمام داستان را به همراه عکس ثبت کردم ولی حالا بی خیال بزن بریم دوباره دنبال داستانمون سوغاتی                                                      سوغاتی این یه خوراکی خیلی خ...
5 اسفند 1391

عکسهای جدید دخترک نازم

سلام امروز میخوام عکسهای جدید دخترم رو براش ثبت کنم برای دیدن عکسها ادامه مطلب رو از دست ندهید لطفا این عکسهای روز اربعینه که خونه الهام جون بودیم و جای شما خالی شله زرد نذری خوردیم طبق معمول زهرا و الهام از هم جدا نمیشوند     این عکسها هم عنوانش هست:یک روز نوه ها در خانه پدر بزرگ نمیدونید چه سر و صدایی این بازیشون به پا کرده بود ولی سر و صدایی لذت بخش و شیرین.خیلی وقت بود بعد از فوت عمه جون زهرا ، بچه ها اینطوری با هم بازی نکرده بودند ولی آش نذری بی بی جان ،این فرصت رو فراهم کرد که بچه ها دوباره دور هم جمع بشند   من که فیلمبردار و عک...
18 دی 1391

یلدا و شروع یک زمستان برفی

دوستان خوبم سلام ببخشید که فاصله پستهام اینقدر زیاد شد راستش منتظر بودم عکسهای یلدای دخملیمو از مهدش تحویل بگیرم بعد با دست پر بیام که  دیدم از عکسها خبری نیست این بود که با همین عکسهای آماتوری خودم امدم تا بعد اما روز پنجشنبه آخر آذر مهد زهرا جونم جشن داشتند جشن یلدا: صبح زود از خواب ناز بیدار شد و بعد از آماده شدن راهی مهد شدیم   برای دیدن بقیه ماجرا لطفا ادامه مطلب بفرمایید توی مهد زهرا رو تحویل گرفتند و تا ساعت 12/30 مهد بود با موز و چیپس پذیرایی شده بودند و یک پرتقال بسته بندی و یک کاردستی پر از پف فیل هم بهش داده بودند     غروب هم شام رفتیم خانه مادر بزرگ پدری زه...
8 دی 1391

جشن پاییزه مهد واله

  دوستان خوبم سلام امروز با یه دنیا عکس و خبر اومدم پیشتون دوست دارید بدونید مهد زهرا جونم چه خبر بوده پس پیش به سوی ادامه مطلب اول اینکه مربی قران زهرا جون، هر وقت بچه ها خوب درس جواب بدهند یه ستاره یا ماه به پیشونی بچه ها میچسبونه و زهرا هم همیشه از کلاس قرانش ماه پیشونی بیرون میاد ولی روز یکشنبه با دیدن زهرا حسابی جا خوردم خودتون ببینید     خیلی تعجب کردم بعد زهرا جون من ،توضیح داد که تمام سوالات را تنها او جواب داده و این همه ستاره و ماه ،نشانه تشکر و تقدیر مربی قرانش بوده!!!بقیه مادرها هم با دیدن زهرا تعجب میکردند که چقدر امروز تشویق شده خلاصه همونجوری اومدیم خونه و دست به ماه پی...
23 آبان 1391

نقاش كوچولوي ماماني

دوستان عزیزم سلام انشالله که هم خودتون و هم نازدونه هاتون خوب و خوش باشید دخمل من که امروز خیلی خوشحاله چون بعد از مدتها کار با شابلون و رنگ کردن کتاب های رنگ آمیزی و وادار کردن اطرافیان به خصوص مامانی که براش نقاشی کنند تا اون رنگ کند .یه نقاشی رو به طور کامل خودش کشید و مامان خوشحالتر از اون زود نقاشی دخملی رو آپ کرد تا شاهکارش رو همه ببینند. لطفا ادامه مطلب           ...
26 بهمن 1390

زیارت

دوستان گلم سلام امروز ميخواهم  آلبوم عكسهاي زيارتم رو براتون بگذارم   براي ديدن صفحات بعدي آلبوم لطفا به ادامه مطلب توجه بفرماييد                     التماس دعاي فراوان از همه دوستان گلم ...
19 بهمن 1390

یه گردش برفی در وکیل آباد

  روزهای سرد و برفی هم پارک عالمی داره روز دوشنبه سوم بهمن همراه باباجونم و داداشم و پسر عمه ام سید محمد رفتیم وکیل آباد     این هم ژست اختراعی خودم چطوره؟؟؟       کنار دریاچه پارک با بینی سرخ شده از سرما       از سرما دستهام قرمز شده ولی از پارک دل نمی کنم از عجله دستکشهامو فراموش کردم           این هم دوچرخه پارکمون با خوراکی های قشنگش       و برای حسن ختام تصمیم گرفتم از داداش جونم عکس بگیرم عکاسیم چطوره؟     ...
15 بهمن 1390